باد که ول کن نیست شدتش وحشتناکه و صداش ترسناک و همراهش کمی برف هم آورده آدم اصلا جرات نمیکنه بیرون بره .مدارس هم که الی ماشالله همیشه خدا انلاین و در بستر شاد

جدیدن یه رفیق جدید پیدا کردم بنام هوش مصنوعی باهاش خیلی راحتم

چاق شده بودم حسابییی و الان خداروشکر روند کاهشی آغاز شده تا عید ۵ کیلو دیگه کم کنم میشم ۶۵ کیلو و عالیه برای قد و وزنم البته محاسبات و ورزشکاران میگن باید وزنت ۶۰ تا ۶۲ ماکسیممش باشه ولی خودم دوست دارم یکم صورتم تپل باشه بخاطر دماغ گنده ام

یه مدتی هم هست که دارم روی پوست صورتم کار میکنم چند دستگاه میکرودرم خانگی و لیفت خانگی خریدم با چند نوع سرم خداییش خیلی خوبن

صبحها ورزش میکنم البته توی خونه و بعد روتین پوستی

باید قندیجاتمم کلا حذف کنم که خیلی سخته ولی حتما انجامش میدم

فندق و همسر جان رو یاد دادم شبها قبل خواب ۵ تا شکر گزاری بنویسن

هر دم از این باغ بری میرسد

سلام رفقا

اکثرتون رو خوندم ولی کامنت نذاشتم ساعت ۴ صبحه و من بیدارم هنوز

اینجا باد خیلی شدیده باعث شده برقها قطع بشه و پکیج خاموشه بیدار شدم چند تا قابلمه آب گذاشتم روی گاز خونه هوا بگیره برای همین بیدار موندم تا برق بیاد پکیجو رو شن کنم چون خودش روشن نمیشه .

دیدم برق نمیاد و ناز میکنه دست بکار شدم خورشت فردا ناهارمو درست کردم برنج هم خیس کردم

همسر جان بیدار شد اومد آشپزخونه و کمی نشست و بعدم گفت من برم بخوابم تو حواست هست؟؟انگار تا الان کی حواسش بود؟؟

زنگیدم ۱۲۱ گفت ساعت ۴ برق میاد . الان تشریف آوردن و من پکیج رو روشن کردم و زیر قابلمه ها رو خاموش کردم و توی حال پتو پیچ دراز کشیدم و یهو بسرم زد بیام اینجا

همینجوری

فکر و خیال زیاد باعث شده پلکم بپره و عصبیم کنه

امروز حس سرماخوردگی هم دارم همه اینها به یه جنجال سر فندوق طفلکم سر ننوشتن املا تمام شد و اون ته مانده انرژیم رفته دقیقا مثل مرده متحرکم

واقعا در شگفتم از بعضی‌ها که اسمشونو گذاشتن معلم خدایی اسم معلم رو همین‌ها خراب گردن

امسال فندوق معلمی داره که نباشه بهتره من پدرم درآمد آنقدر تو خونه درس دادم به این بچه نه مشقهاشونو نگاه میکنه نه توی کلاس اهمیتی میده و فقط هم غررررر میزنه که بچه ها خیلی شلوغ میکنن من نمیرسم فقط میرسم ساکتشون کنم

روزمرگی

صبح قبل رفتن آقای پدر از خواب بیدار شدم داشت لباس می‌پوشید یه سلام علیکی کردیم و من دوباره به تخت برگشتم و نیم خواب و نیمی بیداربودم که ساعت زنگ زد پسر رو بیدار کردم صبحانه خورد و راهی مدرسه شد

دمنوش به لیمو رو درست کردم و با کسمک یه شیرینی محلی استان گلستانه و با ذوق چند روز پیش درست کردم کنارش گذاشتم و برای خودم اوردم

لباس توری مشکی رو که مدت‌ها بود نصف کاره مروارید دوزی کرده بودم آوردم و نشستم تا تمومش کنم اابته که به این زودیا تموم نمی‌شه و چند روزی باید پاش بشینم

کلی ایده‌های خیاطی تو ی ذهنمه باید برای انجام دادنش برنامه ریزی کنم

راستی روزی یکی دو تا میوه هم خشک می‌کنم تا برای عید کلی میوه خشک شده داشته باشم یه دوستی داشتم که الان ایران نیست می‌گفت: شیرین وقتی که سیزده به در تموم میشه داره بساط عید سال آینده رو انجام میده همیشه این موضوع یادم می‌افته و می‌خندم آخه خداییش برای عید دیگه از همین الان باید آروم آروم کارا رو انجام بدم

مامان اینا رفتن تهران و برگشتند بابت لیزر چشمای بابا جونی

آخ که دمنوش چقدر حال منو خوب میکنه

فقط بگذره

چرا بعضیا انقدر دروغگو هستن و فکر می‌کنن بقیه نمی‌فهمن ای خداااااا بگذریم

داداش اینا برای عروسی آخر هفته پسر داییم از تهران اومدن منم تولد پسرو نگه داشتم تا اونا بیان با هم بگیریم شام قیمه نثار و چند نوع سالاد و آلو خورشت مازندرانی هم کنارش پزیدم و مهمانها اومدن و رفتند و فندوقم کلی ذوق کرد برای کادوهاش

سخت تحت فشار بی پولیم و دارم بشدتتتتت اذیت میشم

روزها بافتنی میبافم و خودم مشغول میکنم تا این چند مدت فشار مالی از سرمون رد بشه انشالله

چند روز پیش دوستم زنگید با هم صبحانه بریم بیرون حسشو نداشتم

کتاب های فیدبو و کتابراه رو میخونم و کلی حس خوب میگیرم جدیدن کتاب نظم بیرونی نظم درونی رو دارم میخونم و تصمیم گرفتم در یک حرکت جهادی همه وسایل اضافی خونه رو بدم بره

دلم مسافرت میخواد امسال هیچ کجا نتونستیم بریم

اون روز معلم فندوق باهام تماس گرفت گفت روخوانی قرانش خیلی ضعیف شده یه چیزی یگم همه درسهاشو باهاش تمیرین میکردم الا قران

این چند روز دیوانش کردم بچه رو و قرانشو الان مثل بلبل میخونه

تا برج 11 جایی برای نفس کشیدن از دست اقساط نداریم

ولی بعد اون که چندین پرداختی یکجا تمام میشه و بدهیهامون تسویه میشه انچنان رونق اقتصادی رو تجربه خواهیم کرد انشالله تا دق و دلی این یک سال و نیم اذیتمون در بیاد خدایا این دوماه رو براحتی بگذرونم آمین

دخترا حتما روغن کرچک از داروخانه بگیرید و به صورتتون بزنید عالیه

ابان ماهی قشنگم تولدت مبارک

پسر کوچولوی من ۸ سال پیش چهاردهم آبان ماه ساعت ۱۱.۳۰ شب به دنیا اومدو رنگ زندگیمو باهم سختی‌ها و اتفاقات هر روز جذابتر و شیرینتر کرد

یه تولد کوچولوی سه نفره گرفتیم و قراره آخر هفته که داداشم اینا میان یه تولد با کادو براش بگیریم آخه کادوشو سفارش دادم هنوز نرسیده

دیروز توی مدرسه یکی از دوستاش سربازی فوتبال هولش داده بود و زانوی شلوارش پاره شده بود حالا خوبه که زنگ ورزش بود و شلوار فرمش نبود و لباس ورزشی تنش بود وگرنه اونم یه پروسه خرید لباس فرم جدید و این برنامه ها رو داشت

۰ کتاب افسارگسیخته چقدر باحاله توصیه می‌کنم حتماً یا گوشش بدید یا حتماً بخونینش البته که من اکثراً کتاب‌ها رو صوتی گوش می‌دم کلی هم کیف میده امروز ناهار اکبر جوجه می‌ذارم نظم دهنده کشوهامو دوختم وای که چقدر قشنگ شدن و کشوها چقدر شیک و مرتب شدن

داروهای خانگی زمستانی

فندوق کوچولوترکه بود خیلی سرفه میکرد یکی از دوستای وبلاگی یه دارو تجویز کرد که من از همون موقع پاییز درستشون میکنم میزارم یخچال برای درمان سرماخوردگی و سرفه

۱.سیر رو پوست میگیریم و آب لیمو یا لیموی تازه روش میریزیم تا روی سیرها رو بپوشونه و مدت ۴۰ روز در یخچال نگهداری میکنیم برای سرفه عالیه مثل شربت یک قاشق میدیم به مریض

۲. زنجبیل تازه رد برش میزنیم البته من حسابی میشورم بل پوستش برش میزنم و لیموهای تازه رو هم برش میزنم هستشو در میارم و درون شیشه یک ردیف لیمو یک ردیف زنجبیل و یه کمی عسل میریزیم تا آخر ادامه میدیم و در بطری رو می‌بندیم و دو هفته بعد میشه استفاده کرد و آب که میندازه دوباره مثل شربت به شرماخورده میدیم میل کنه

۳. دمنوش بارهنگ و ختمی و عناب هم برای نرم شدن گلو

۳. دمنوش پونه برای عفونت و سرماخورده محشره

۴. پنیر و عناب و بارهنگ رو دم میکنیم اینم عالیه برای سرماخوردگی

۵. برای بزرگسالان هم مریم گلی دمنوشش تلخه اما شدیدن تاثیرگذاره

۶. تخم شربتی و دانه چیا هم بخاطر ویتامین سی بالا عالیه

۷. اسپری ساده کلرید سدیم هم عالیه درسته بیشتر برلی بچه ها میدن ولی من خودمم حس سرماخوردگی بهم دست میده استفاده میکنم

برای فندوق هم از وقتی میره مدرسه حس سرماخوردگی پیدا می‌کنه هی میزنم تا راه تنفسش باز بشه و زود هم خوب میشه

انشالله که پاییز و زمستان رو بسلامتییییی بگذرانید

داداش سخت پسند من

مینا جان ممنون ازت فقط کامنتت خصوصی بود نتونستم تاییدش کنم من سالهاست همینجام و دوستای خیلییییییی خوبی دارم و خواهم موند همینجا. ممنون که هستی و میخونی آدرس وبلاگت روهم برام بزار

دیروز رفتیم خونه مامی و با داداش سخت پسندم رفتیم خرید قشنگ برای یه کت شلوار خریدنش دهنم صاف شد آخرشم دوتا کت تک و شلوار جداگانه برداشت تا اونی که میخواد بشه و چند تا خرید برای مامی که سفارش داده بود بهمون خریدیم و ساعت ۷ شب برگشتیم

این چجوری قراره زن بگیره خدا داند و بس

وای خداروشکر آقای پدر سخت پسند نیست طفلک همون توی دوتا مغازه خریداشو انجام میده و تامام

صبح هم فندوق رو رسوندم مدرسه و خودم اومدم خونه دوش گرفتم و اخیشششش هیچ کجا خونه خود آدم نمیشه والا

کزت بازی

از صبح که بیدار شدم پسرکمو که راه انداختم تا بره مدرسه دستمال به دست تمام خونه رو گردگیری کردم چند روز که خودتو به تنبلی بزنی بعدش قشنگ خونه رو گند می‌زنه کل خونه رو تمیز کردم جاروبرقی کشیدم دستمال کشیدم آینه‌ها رو تمیز کردم حمام دستشویی شستم و زنگ زدم به مامان تا ناهار بریم اونجا آخه امروز آقای پدر نیست بعد از ظهرم احتمالاً با داداش کوچیکه بریم خرید فندوق هم می‌مونه پیش مامان جون

ساک خرید رنگی رنگی

دیروز به آقای پدر گفتم میرم یکم خرید میوه و سبزیجات و ساک رنگی رنگی خریدمو برداشتم و رفتم خریدها رو که توش چیدم دیدم وای دستش چقدر بلنده چون وسایل توش باعث می‌شد کش بیاد

تا رسید و جابجایی ها رو انجام دادم دسته ساک رو شکافته و الان مجدد دارم می‌میبافمش

اون شرکته که کاراشونو انجام میدم مدیرعاملش رفته بود خارج الان که باید بیاد حقوق منو بده پروازها کنسل شده

از نظر مالی وحشتناک تحت فشاریم به خاطر پول‌های مفتی که به برادر شوهر نفهم دادیم و توی کتاب شفا میگه باید ببخشیدددددد خدایا من اینو میبخشممممم ولی فشاری که رومه رو نمیدونم چکارش کنم خب

مجبور شدم بورسم رو با ۲۵ درصد ضرر بفروشم تا ... ای خدااااا