دل مشغولیهای این روزهام

اقای پدر که دیگه 3شنبه امتحانشو بده خلاص میشیم و تهدیدش کردم بخواد اسم رژیم بیاره میکشمش

یکم مضطربه و فقط با پیاده روی خودشو کنترل میکنه

فندوق نقاشیش کم کم داره بهتره و بهتر میشه

خودم هم طراحی رو تا حدودی یاد گرفتم و رفتم دکوراتیو و فعلا توی کار برجسته سازی تابلومم

شنام کنسل شد چون ساعتش تغییر کرد و منم توی اون ساعت نمیتونم برم

سه شنبه با اقای پدر میریم تهران به داداشهام نگفتم چون بزرگه خونشون اون سر تهرانه و دوماه دیگه قراره برن خونه جدیدشون برای همین وسایلشونو جمع کردن و نمیخوام مزاحمون بشم

دومی هم زنش تنبله و درضمن بچشم کوچیکه

و نمیخوام بخاطر ما اذیت بشن ترجیح میدم با فندوق یکم تهران گردی کنیم تا اقای پدر امتحانش تموم بشه و شب برگردیم

خونه هم نمیمونیم چون نمیخوام با این همه استرس اقای پدر تنها بره برگرده

احتمالا وسط تیرماه بریم شمال یه سر به خانواده بزنیم و برم نزد پرییییییی جاننننن جای همتون خالی

سلامممم خوشگلا

سلام سلام

ببخشید کامنتها رو دیر جواب دادم

از وقتی میرم کلاس طراحی شور حسینی منو گرفت و کلی پیشرفت کردم این ترم میخوام برم دکوراتیو و امروز قراره برم بوم و وسایلمو بخرم

امروز با فندوق پیاده روی صبح رو شروع کردیم ساعت ۷ رفتیم و هشت و ربع برگشتیم فندوقمم کلی ذوق کرد چون تو پارک تنها بود و سر صبح و کلی وسیله بازی

آقای پدر یه شوک بزرگی دوباره بهمون وارد کرد یه شب تا صبح حالش خراب بود لعنت به این امتحان که باعث شده این بنده خدا اینجوری رژیم‌های سخت بگیره

فندوی رو ثبت نام کردم کلاس اول البته شرح حال ثبت نامش کلی باحاله که توی یه پست جدا سر فرصت میگم

الهام جونم اینم کپی مجدد همون پست ادویه که توی ادامه برات گذاشتم

کلاس شیرینی پزی هم احتمالا ثبت نام کنم خیلی دوست دارم برم

فندوق جون هم شناشو کامل رفت و عالی یاد گرفت توی ۱۶ جلسه خصوصی کلی هم ذوق کرده

ادامه نوشته