پری و حماسه ای دیگر
چند روز پیش زنگیدم پدر شوهر حالشو بپرسم چون گفته بود همگی سرماخوردگی سختی گرفتیم
یکماه پیش هم پای برادر شوهر کوچیکه شکسته بود و تو گچ بود
پدر شوهر گفت سرماخوردگیمون خوبه ولی پرهام پاش زخم شده عفونت کرده پرسیدم مگه جای شکستگیش زخم هم شده بود گفت نه مادرش برده حمام آب رفته توی پاش و زخم شده
زنگیدم پری حال بچه رو بپرسم که دیدم جیغ جیغش طبق معمول شروع شد و دلیلش این بود دکتر و پرستارها و آقاجون پریو توی بیمارستان شستن و پهنش کردن و قضیه این بوده پری بچه پا تو گچ رو چند بار برده حمام و هر بار کلی آب رفته توی گچ و گچ از داخل خیس شده چسبیده به پوست زخم کرده و عفونت کرده
پرهام هی گریه کرده پاممم پاممم بردنش دکتر و دکتر هم وقتی گچ رو داده باز کرده پوست پاش چسبیده به گچ و کنده شده و زخم و عفونت و هنوز شکستگی هم بعد از عکس فهمیدن خوب نشده
بچه که غش کرده هیچ دکتر گفته به تو هم میگن مادر تو نمیگی بچه من قند داره اگه این عفونت خوب نشه و پاش کبود بشه باید پاشو قطع کنم و پرستارها کلی بهش حرف زدن و پدرشوهر گفته این حتی نمیتونه از یه بچه خوب مراقبت کنه و پری هم غر غر میکنه که من مگه باید مواظبش باشم تو هم پدرشی دوروز کارتو تعطیل کن بشین پیشش که دکتره به طرفداری از آقاجون دوباره کلی به پری غر میزنه گفت انگار آب جوش ریختی رو پاش پوستش کنده شده
خلاصه پری کلی دلش پر بود کلی غر زد و گفت کاش بمیرم و راحت بشم این چه زندگییه منو چشم کردن بچم اینجوری شده
بعد کلی برای پرهام بهم ریختم و گریه کردم طفلک چقدر داره زجر میکشه بخاطر اینکه پری خواسته جاش رو توی زندگی با پدر شوهر جاشو محکم کنه
آقای پدر اومد از قیافم معلوم بود چیزی شده بهش گفتم چیزی نیست یکم سردرد دارم بعد که نهار خوردیم براش گفتم چی شده از عصبانیت لبهاش گل انداخت و گفت من اولین باره شنیدم کسی تو گچ همچین اتفاقی براش میفته حتی من همکارانی داشتم دست و پاشون تو زخم هم گچ گرفتن بخاطر شکستگی ولی باز این اتفاق نیفتاده براشون آخه چرا این زن اینقدر حتی در قبال بچش بی مسئولیته بعد زنگید به برادر شوهر اونم گفت داداش این بچه بی مادر تر از ماست لااقل ما تکلیفمون مشخص بود این بدبخت داره زجر کش میشه
بعد آقای پدر زنگید به پدر شوهر و گفت بابا اگه واقعا نمیتونه از این بچه نگهداری کنه من بیام یمدت بیارم پیش خودمون خوب شد میارمش که پدرشوهر میدونه آقای پدر از پری متنفره و بنده خدا نگران بدتر شدن اوضاع هم هست گفت نه بابا بچه عرق سوز شده مگه میشه مادر حواسش به بچش نباشه و آقای پدر عصبانی که چرا از پشت پری پایین نمیاد به آقای پدر گفتم اون میدونه یکم پیش تو از پری بد بگه تو طلاقشو دادی
حالا دو سه روز دیگه باید ببرن دوباره گچ بگیرنش کلی دلم براش میسوزه دیشب تولدش بود بهش زنگیدیم و باهاش کلی حرف زدیم طفلک تباه شده