دیروز به آقای پدر گفتم میرم یکم خرید میوه و سبزیجات و ساک رنگی رنگی خریدمو برداشتم و رفتم خریدها رو که توش چیدم دیدم وای دستش چقدر بلنده چون وسایل توش باعث می‌شد کش بیاد

تا رسید و جابجایی ها رو انجام دادم دسته ساک رو شکافته و الان مجدد دارم می‌میبافمش

اون شرکته که کاراشونو انجام میدم مدیرعاملش رفته بود خارج الان که باید بیاد حقوق منو بده پروازها کنسل شده

از نظر مالی وحشتناک تحت فشاریم به خاطر پول‌های مفتی که به برادر شوهر نفهم دادیم و توی کتاب شفا میگه باید ببخشیدددددد خدایا من اینو میبخشممممم ولی فشاری که رومه رو نمیدونم چکارش کنم خب

مجبور شدم بورسم رو با ۲۵ درصد ضرر بفروشم تا ... ای خدااااا